احزاب اسلامی هم آفاتی بر سر راه دعوت اند .

 

 

قرنهاست که مسلمانان در گیرو دار اختلافات وتشطت آرا, علما’ ومراجع وپیشو ایان مذهبی خویش بوده وهستند  و ا مروز ه  فتنه ای دیگر درراه  است که آنهم تشکلها واحزاب سیاسی اند.

 چنانکه معلوم است مدتی در همان صدر اسلام جنگهای داخلی وخانوادگی وبرادر کشی پیش آمد .بعدها عقاید مختلفی بوجود آمد وباز هم اسلام در گیر ودار مذاهب مختلف فقهی ومجتهدین قرار گرفت. وتا به امروزه هنوز دست وپای ماشین دعوت وحرکت ناب محمدی اسیر فرقه های کوچک ومذاهب مختلف منطقه ای وحتی خانوادگی است .وهنوز هم این روند ادامه دارد وبیش از یک قرن است بلای دیگری همچون فتنه ای دیگر ( که آنهم تشکلها واحزاب سیاسی اسلامی است )بر سر راه کاروان ایمان ظاهر گشته  وپایان وخاتمه اش  به کجاها ختم  می شود ؟ والله اعلم.

واما آنچه مسلم است :

اولا : اختلاف در هر مدرسه ومنزل ومکتبی امری طبیعی است.

ثانیا: یکی از اسباب رشد هر نظریه و قوم و گروهی تبادل نظر ومشاجرات و اظهار صلایق وعقاید است.

ثالثا: هرچند روایت( اختلاف امتی رحمه ) روایتی غیر معقول و جعلی است وهیچ رحمتی در اختلاف وجود ندارد، ولی اینهمه اختلافاتی که در میان مفسرین اسلام از همه ی گروهها ومذاهب وفرق در طول تاریخ پیش آمده از طرفی بیانگر آزادی بیان در اسلام را می رساند که این مکتب حنیف، چقدر دریاست، که هم به موافقان و هم به مخالفان خود اجازه ی نقد ونظر می دهد . واز طرفی دیگر  چقدر آئینی  با محتوی ،پر مایه، و بی نظیر است ،که میلیاردها کتاب وکتابخانه تابحال در تفسیر مباحث اعتقادی و کلامی وفقهی و حقوق اسلامی و... تالیف وتصنیف شده و در هر زمانی بازهم علمای اسلام بیش از مکاتب دیگر برای تبیین راه کمال و برای تعالی بشر برنامه دارند.واین خود عظمت اسلام را به ترسیم می کند.واین عظمت را از  ربانی بودن وآسمانی بودن خود می گیرد. والا در هر جای دنیا هر گاه مجموعه ای از  دانشمندان وحقوقدانان قوانینی را وضع می نمایند ،آن قوانین بعد از مدتی باز هم محتاج بازنگری است وهر گروه تازه ای که می آیند گروه  قبلی را  به نوعی رد می کنند، چون فکر بشر منحط ومحدود است وتنها علم خداست که محیط بر همه ی ازمنه وامکنه است و تنها اوست که علام الغیوب است.

رابعا: در دنیای امروز  به  مفاد حدیث شریف رسول اسلام حضرت محمد امین (صلی الله علیه وسلم)، که فرمودند: در آخر الزمان  ، زمان به هم نزدیک می شود: ویتقارب الزمان. وبشریت امروزه  حقیقت این فرموده را کاملا می بیند ، وانتر نت ومبایل و ماهواره و ووسایل نقلیه و..... وچیزهای دیگری که پیش می آیند وما آنها را هنوز ندیده ونشنیده ایم  انسانها را باسرعتی عجیب به یک جهت متعالی سوق می دهند ،و با این اسباب  (خواهی نخواهی) دارند به هم نزدیکتر می شو ند.  ودر اکتشافات این عصر ،تقارب زمان  وتقرب مذاهب وادیان روز به روز بیشتر می شود و فرمایشاتی که 1400 سال پیش در قرآن واحادیث بوضوح بیان شده اند کم کم  تحقق پیدا می کنند واخبار غیبی وعلمی اسلام باید برای همه به ثبوت برسند که تعدادی از آنها را دیده ایم ، وبعضی دیگر از این غیب گوئیهای منابع اسلامی ( کتاب و احادیث حضرت محمد(ص)، در آینده در آزمیشگاههای دانشمندان وپژوهشگران تاریخ جای خود را  پیدا می کنند. لهذا یکی از اینها همین نعمت تقاربی است که از آرزوهای دیرینه ی بشر بوده وهست که ما بهم برسیم و از اخبار واحوال وعقاید هم بیشتر بدانیم. بنابراین با تقارب زمان دنیای بزرگ وپهناور دهکده ای جهانی شده وحتی کوچکتر از آنهم خواهد شد ، واین نعمتی است برای اهل تحقیق که با این اسباب پیشرفته می توان بهتر از هر زمانی به عقاید وآداب ورسوم دیگران پی برد.واز اینجاست که من وشما، و او وایشان ،بسیاری از چیزهایی را که ندیده ایم می بینیم وهر حزب وگروه و یا قومی در پنجره ای که برایش باز شده خود را معرفی می کند وبا تبادل افکار وعقاید وطرح سوآل وجوابهایی که برایشان پیش می آید به  عوامل  و موانع خود ودیگرا پی خواهند برد وبه مرور زمان ،اندیشه ها به هم نزدیکتر خواهند شد، وایضا یکی دیگر از آیات قرآن مجید که فائق آمدن اسلام بر همه ی مکاتب روی زمین را بیان می فرمایند ،برای تمام دنیا ثابت می شود، وقطعا معجزه بودن این کلام واین کتاب را به دنیا می فهماند : لیظهره علی الدین کله . ویا به فرمایش بزرگان اسلام: المستقبل لهذا الدین. وآینده از آن اسلام ودر قلمرو آن خواهد بود. با این وجود بسیاری از مذاهب وعقاید و نظریات که همچون سرابی بیش نیستند در صفحه ی روزگار  از بین می روند وحقایق کم کم جای می گیرند و قرآن برهمه تفوق پیدا می کند. برای نمونه عظمت دعوت محمد بن عبدا الله (ص)را فقط در همین نکته می توان دید که  اوضاع مدینه منوره در روزهای اول دعوت اسلامی   در صدر اسلام چگونه بود ، وامروزهم آنرا به خوبی بنگریم !!  ومعلوم است که در آن روزهای آغازین دعوت، مدینه در چه حالی بود واگر قدرت خدا  همراه این دعوت نمی بود، هرگز بعد از گذشت 1400 سال براین دعوت ،انوار مدینه  الرسول(ص) باز هم اینگونه بر دنیای تاریک بشریت نمی درخشید ،که حد اقل تعداد حافضان کل قرآن در این شهر مبارک در هر سالی بالغ بر پنجاه هزار نفر است.  که این خود صدق دعوت سیدنا محمد را می رساند وآنرا کاملا اثبات می کند. (والذی جاء بالصدق وصدق به ). ودعوتی که براساس دروغ وخرافات وشرکیات و ضنیات وفلسفه بافی است وبدور از وحی وپشتیبانی قدرت واحد قهار باشد هیچگاه نمی تواند موفقیت چندانی بدست آورد. وهر مکتب وحزبی بعد از چندی به احزاب دیگری مبدل خواهند شد که کاملا همدیگر را نفرین می کنند. در ادامه ی این سخن باید بگویم :  در روزگار ما مذاهب اسلامی کم کم دارند رنگ خود را از دست می دهند، و تدریجا به احزاب اسلامی ( همراه با سیاسی بودنشان) مبدل می شوند. وتعصبات مذهبی به تعصبات سیاسی آنهم بنام دین ودر قالب عقاید اسلامی ودر دایره های تنگ تحزب و بنگاههای کوچک خود را نشان می دهند، وجامعه ی بشری هم به مرور زمان از این تشکلها ی حزبی اسلامی وهم غیر اسلامی ، و  حتی ناسیو نالیستی وقومی خسته می شوند، وپدرانی که خود در دایره های کوچک حزبی وفرقه ای وملی وامانده اند به فرزندانشان توصیه می کنند که هان مواظب باشید طفیل دست دیگران نشوید ،ودنیایی را که خداوند اینقدر بزرگ قرار داده بر خود تنگ نکنید وبدینصورت بی تردید،اکثر ملتها واقوام و احزاب به یک حقیقت واحد خواهند رسید .ومنطق جای خود را پیدا می کند ومسیلمه های کذاب با ادعاهای غیر عقلانی خویش شرمنده ی روزگار خواهند شد و اسلام می ماند ووعده ی خدا در برابر کسانیکه ( یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم )بجا ی می آید که: والله متم نوره ولو کره الکافرون.می خواهند نور خدارا با دهان های خویش خاموش کنند و خدا کامل کننده نور خویش است اگرچه کافران را ناخوش آید.( صف-8).
 

 والسلام علیکم ورحمه الله.

نقل از ( کتاب اسلام وفهم ما از آن ).از خودم.

 وتکثیر ونشر آن در سایتهای خود با ذکر منبع بلا مانع است.

/ 7 نظر / 14 بازدید
م.ص.الف

سلام بر دوست عزیز و دانشمندممطلبتان بسیار مفید و به روز بود و استفاده کردم. درست است که اختلافات اگر منجر به درگیری نشود خوب و سازنده است و در مسیر همین اختلاف هاست که ذهن و فکر بشر رشد می کند. ولی باید توجه داشت که اگر در موردی هزاران رای هم وجود داشته باشد که هریک دیگری را نقض کند به هر حال حق واحد است و دو نظر متناقض هر دو حق نخواهند بود و هر فرد باید توجه داشته باشد که در موردی خاص که خود نظر خاصی دارد و نظرات مختلف دیگری هم وجود دارد ممکن است نظر او صحیح نباشد و نظر دیگری درست باشد . اگر همه با این تفکر به اختلافات بنگریم این اختلاف رحمت است و موجب هدایت ولی اگر هر کسی بطور مطلق همه نظرات خود را صحیح بداند این اختلاف به تعصب و فتنه خواهد انجامید

م.ص.الف

سلام کلیک رنجه نمی فرمایید بحثی مطرح است که خوشحال می شوم از نظر دقیق شما هم استفاده نمایم

م.ص.الف

آنچه فرمودید بسیار زیبا و دقیق بود... حقر به ذهنم می رسد که این را اضافه نمایم که اگر کسی بطور مطلق خود را از فرقه ناجیه بداند و به دیگران با دید گمراه نگاه کند هر چند برای دیگران احترام قائل شود و آنان را نشکند و گستاخانه لاف نزند ولی چون با این تفکر است که خود قطعا از فرقه ناجیه هست اگر فرض کنیم که اشتباه کرده باشد هیچ گاه به هدایت نخواهد رسید. ان کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد الدهر بماند. مگر آنکه در دوره ای از زندگی با ذهن خالی و بدون تعصب و با آزادی روح و جان از همه تعلقات عقیده ای در فضایی کاملا آزاد و علمی به تحقیقی دقیق و عمیق و طولانی مشغول شده باشد و پس از آن که تمام نظرات را در فضای منصفانه ذهن خود دید راهی را برگزیند و به مسیری یقین کند. این یقین ارزشمند است و قطعا همراه با کمک خداوند است. و الا چیزی که بسیار زیاد است یقین های انسانهای مختلف از هر کیش و مذهبی است که بدون آن پشتوانه است و حتی عالمان ادیان و مذاهب هم اکثرا یقینشان از آن حقیقت تهی است . و این یقین ارزشی ندارد

مصطفی ویسمرادی

ماموساگیان سلام بوبینینی وینه ییکی ده ورانی مندالییت لیره کلیک بکه: http://takana.blogfa.com/post-153.aspx

سلام برشما نویسنده محترم در بیان اختلافات به نکات جالبی اشاره نمودید اما باید به این مهم توجه داشت که همیشه در اختلاف خیر نیست واختلاف ایا در احکام وجزئیات زندگی مردم است یا در اصول وعقاید ومسایل کلیدی که نه تنها اختلاف نیست بلکه تضاد وتعرض است با سپاس زنده وسربلند وشاداب باشید.

شجاعی

سلام علیکم با یک نقاشیخط آپم . منتظر نگاه مهربان و نافذ شما هستم .

ناشناس

دوستدار شما و عضو یک حزب سلام: سلام:جناب ماموستا،نفی تحزب و نفی مذاهب اتفاقا در عمل نقض غرض خواهد شد و کارکردی خلاف نیت شما خواهد یافت و اساسا اتحاد و تقارب را در نفی تحزب جستن،خطاست!مهم آن است که اختلاف عقلها به اختلاف دلها نینجامد و همدلی با تفاوت اندیشه نیز ممکن است.اگر نمی پسندید اشکهای شافعی در مرگ مالک را به یاد آورید تا معلوم شود که می توان در عین باورمندی به بدعت آلود بودن استحسان،طراح آن را در ژرفای دل جان داد و بر لاشه سردش اشک گرم ریخت!مشکل ما ضعف مدنی-سیاسی و ناپختگی در همزیستی و همگرایی است نه تعدد ملل و نحل! سربلند و تندرست بمانید! دوستدار شما و عضو یک حزب .