ترور و خشونت.

ترور و خشونت

عبدالغفور گردهانی

مقدمه:

متاسفانه اعمال خشونت آمیز به یکی از مولفه های زندگی امروز تبدیل شده است و  این ناشی از حاکمیت زور در روابط انسانی و کاسته شدن از فرهنگ مدارا و گفتگو است .

این تحقیق تلاشی در جهت فهم،علل و راههای پیشگیری از خشونت در روابط انسانی.

باشد که جهانی عاری از خشونت و در صلح و ایمنی داشته باشیم.

این بحث به صورت درس ارائه شده است و با همان ویرایش آورده می شود.

خداوند متعال می فرماید:

ان الله یدافع عن الذین امنوا ان الله لایحب کل خوان کفور.

اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر.

الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مسجد یذکر فیها اسم الله و لینصرن الله من ینصره ان الله قوی عزیز.(حج/38 تا40)

ماتیو آرنولد:

و ما در ایجا چنانیم که در دشتی تیره گون باشیم

سراسیمه از هشدارهای مغشوش نبرد و پرواز

در جایی که با رسیدن شب سپاهیان نادان به هم می آویزند.

اما ما بهتر از این می توانیم کاری کنیم....

تصویر دنیای امروز ما:

 

:نیجریه

نیمی از اسلحه دنیا توسط آمریکا در بازار جهانی به فروش می رسد.

هر روز اخبار خشونت آمیز به گوش می رسد

خودسوزی و خشونت علیه زنان وجود دارد.

بچه آزاری و خشونت خانگی

دینداری افراطی

تروریسم

خشونت اجتماعی

خشونت سیاسی

جنگ

و

...

....

...

باید دانست که تنها فرهنگ بر زندگی ما اثر ندارد بلکه:

1.غیر از فرهنگ طبقه و نژاد و جنسیت و حرفه و سیاست مهم اند و می توانند مقتدرانه باشند.

2.فرهنگ یک دست نیست بلکه در چهارچوب قلمرو همان فرهنگ عمومی می تواند تنوع بزرگی داشته باشد.

3.فرهنگ آرام نمی نشیند.

4. فرهنگ با دیگر عوامل تعیین کننده ادراک و اقدام اجتماعی تعامل دارد:همراهی جهانی شدن اقتصاد با موسیقی و سینما

violence

یک پدیده ی چندسویه ی روانی – رفتاری , تاریخی – روانی و اجتماعی است

هر گونه تجاوزرفتاری و روانی به دیگری یا به خود خشونت تعریف شده است, ونیز هر گونه رفتار , فعالیت و تحمیل خواست و اراده ( با یا بدون اعمال زور) که آشکار و پنهان سد راه رفتار و فعالیت فرد و یا جمع شود و پیامد های زیانبار جسمی , روانی و عصبی ,و اجتماعی داشته باشد نیز خشونت تعریف شده است. خشونت را به عنوان رفتاری با قصد و نیت آشکار و یا رفتاری با قصد و نیت پنهان , آگاهانه یا نا آگاهانه , که سبب آسیب روانی و رفتاری دیگری شود نیز تعریف کرد ه اند . یک نگاه , حالت صورت , تکان یک دست ,بیان یک کلام , یک تهدید, یک بند قانونی ,یک هنجار سنتی ویا نادیده گرفتن حق دیگری هم خشونت تلقی می شوند.
بنابراین خشونت تنها به یک عمل فیزیکی اطلاق نمی شود،البته خشونت بدنی ( فیزیکی) ساده ترین نوع تعریف از خشونت را به دست می دهد و تعریف های اولیه ای که برای خشونت ارائه شده اند نیز بیشتر در رابطه با این نوع خشونت بوده است

گلز و استراوس در تعریف خشونت مى‏گویند:

 

 «خشونت رفتارى با قصد و نیت آشکار (یا رفتارى با قصد و نیت پوشیده اما قابل درک) جهت وارد کردن آسیب بدنى به فرد دیگر است. این تعریف که تنها خشونت بدنى را مد نظر قرار داده است از نگاه شمارى از صاحب نظران جامع نیست و شایسته است تعریفى جامع براى خشونت آورده شد به این جهت مگارزى از خشونت به عنوان شکل افراطى رفتار پرخاشگرانه نام مى‏برد که احتمالاً باعث آسیب مشخص به فرد قربانى مى‏شود.»  

خشونت از دیدگاه روانشناسى یعنى ناتوانى در کنترل خشم و در کلى‏ترین مفهوم آن، حالتى است که فرد از نظر جسمى و روانى در حد تعادل قرار ندارد. بنابراین تعادل عامل اصلى ضد خشونت و عامل سلامت است.

 

در نگاه گروهى دیگر خشم واکنشى هیجانى به منظور برقرارى تعادل است و از قوه همواستازیس انسان نشأت مى‏گیرد. بر این اساس خشم نه مخرب خواهد بود و نه سازنده.

پرخاشگری عملی است که هدفش اعمال صدمه و رنج است(اولیوت

ارونسون/روانشناسی اجتماعی).

روسو می گوید انسان در محیط طبیعی شاد و نیکو است و قیود اجتماعی  او را مجبور به

پرخاشگری و فساد می کنند(1762م.).

فروید می گوید:انسان در محیط طبیعی خشن است و تنها برقرار نظم و قانون در جامعه او را مهار می کند..

علل خشونت:

احساس تجاوز به قلمرو(کنراد لورنز)

یادگیری رفتار پرخاشگرانه(لئونارد برکوویتز)

)و درد:ایجاد توقع و محروم کردن نسبیfrustrationناکامی(

نیت ناکام کننده پرخاشگری را تعدیل می کند؛(deprivation)

 حسادت، باورهاى ناروا، مشکلات اقتصادى، بیمارى، بدآموزى، بدگمانى، کبر و خودبینى، حب دنیا، شهوت، خستگى، از عوامل اصلى خشونت در آیات وحى معرفى شده‏اند.

(ناصر فکوهی)

خشونت عام :

1.دولت ها

2. شرکتهای فراملیتی

3. سیستم های جنایت سازمان یافته جهانی

نابرابری عامل خشونت است.

آن چیزی که این سیستم را به هم متصل می کند،  یک نظم جهانی است که محور آن

صرفاً اقتصادی و کسب حداکثر سود بیشتر با کمترین هزینه است.

فوکویاما و هابرماس :تروریسم در شکل کنونی اش حاصل کامل مدرنیته است.

تکوارگی فرهنگی با هویت و خشونت مرتبط است و توهم تقدیر را در خود دارد.(آمارتیاسن)

اکنون نیاز به مردمی ملایمتر و بردبار تر است تا آنهایی که بر یخ و ببر و خرس پیروز شدند(لورن ایسلی)

خشونت موجد خشونت است،البته تنش زایل می شود اما صحنه را برای قدرت نمایی و خشونت بیشتر آینده فراهم می سازد.

پرخاشگری در عرصه عمومی(رسانه ها):

تماشای خشونت  بر صفحه تلویزیون موجب می شود که کودکان راههای خشونت آمیز را برای حل مسائل خود انتخاب کنند(مطالعات لیبرت و بارون)

پرخاشگری  شیوه نمایانی برای اقلیت

ستمدیده در جلب توجه اکثریت ساکت باشد.

در روش فوق حمله کننده می کوشد خشونت خود را با مبالغه در شرارت دشمن  توجیه کرده و احتمال حمله های دیگر را افزایش دهد.

مناسب تر  بودن مبارزات منفی:

اعتصابات،تحریم ها

کاهش خشونت:

استدلال کردن  که برد ضعیفی دارد

2.تنبیه کردن خطاکار:تنبیه خردمندانه در زمینه رابطه ی گرم و محبت آمیز،تنبیه متناسب با خطا و پرهیز از تنبیه ناکام کننده،تنبیه  نمونه های پرخاشگر

اسلام و خشونت

راغب در مفردات خود برای واژه ارهاب ذکر می کند:

ارهاب در لغت به معنای تهدید و هراس انگیزی می‌باشد؛ و از ماده رَهْباً و رهبة و رَهَباً گرفته شده است، یعنی در او ترس و هراس ایجاد کرد. (و ترهب الراهب) یعنی خود را وقف عبادت در دیرش نمود؛ و (استرهبه) یعنی او را هراسانید؛ و (الراهب) به معنای مسیحی‌ای است که در دیرش مشغول عبادت و از دنیا کناره گرفته باشد، و جمع آن (الرهبان) است.[6]
الرهبانیة، الرهبنة و الرهبون به معنای دوری گزینی از دنیا و لذایذ آن و گوشه‌گیری و انزوا از جامعه می‌باشد.

واژه‌ی ارهاب در قرآن کریم بکار نرفته اما ماده‌ی آن دوازده بار در قرآن تکرار شده که چهار بار آن راجع به ترس و پروا از خداوند است:

1. در سوره اعراف آیه 154 آمده: «وَفِی نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یرْهَبُونَ».
(الواحی که در نوشته‌های آن سراسر هدایت و رحمت برای کسانی بود که از خدای خود می‌ترسیدند)

2. در سوره‌ی نحل آیه 51 آمده: «انما هو اله واحد فایای فارهبون»
(... بلکه خدا معبود یگانه است و تنها از من بترسید و بس)

3. در آیه‌ی 40 سوره بقره آمده: و ایای فارهبون (تنها از من بترسید)

4. در آیه 90 سوره‌ی انبیاء آمده: و یدعوننا رغباً و رهباً
(و ما را به فریاد می‌خواندند (در حالی که به خشنودی خدا و نعمت بهشتش) امیدوار و از (خشمش) بیمناک بودند.)

و دوبار هم به معنای ترس از انسان آمده:

1. در آیه‌ی 13 سوره حشر می‌فرماید: لأنتم اشد رهبة فی صدورهم من الله.

(هراس از شما در سینه‌های آنان (منافقین) بیش از هراس آنان از خدا است.)

2. در آیه‌ی 60 سوره انفال می‌فرماید: ترهبون به عدوالله و عدوکم.

(تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.)

یعنی با طرح‌ریزی و آماده‌سازی نیرو و توان خود، زمینه را برای هراسانیدن دشمنان خویش فراهم کنید.
ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.)[9]

 


و یک بار هم به معنی آستین (الکم) درآیه‌ی 32 سوره‌ی قصص آمده و می‌فرماید: و ضمم جناحک من الرهب.

(... و دستهایت را از دهنه‌ی آستین (پیراهنت) به سوی خود (بیار و آنها را) جمع کن.)[8]

و همچنین چهار بار به معنای انزوا و کناره‌گرفتن از زندگی و لذایذ آن در آئین مسیحیت آن هم در آیات 43 توبه، 82 مائده، 31 توبه، 27 حدید، آمده است.

و ماده‌ی ارهاب در احادیث پیامبر نیز به همان معانی مورد نظر در آیات مذکور آمده است،

می‌فرماید: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و آخریم من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم.

(برای (مبارزه با) آنان تا آنجا کی‌می‌توانید نیروی (مادی و معنوی) و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا بدان دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد

مفهوم این آیه‌ی شریفه آنست که اسلام جنگ را ذاتاً نمی‌پذیرد و جایی را برای آن در دعوت و حمایت از دعوت دینی [آنهم در موارد عارضی] برخواهد گزید.

و همچنین از این آیه استنباط می‌شود که هدف از ارتقای توانمندیهای نظامی، ایجاد ترس و هراس در دل دشمنان و نتیجتاً جلوگیری از وقوع جنگ است، تا بدینوسیله دشمنان از راه‌اندازی جنگ علیه مسلمانان خودداری نمایند و به همین خاطر است که سه آیه‌ی بعدی مستقیماً دعوت به صلح و آشتی می‌نمایند و می‌فرمایند:

و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله انه هو السمیع العلیم، و إن یریدوا أن یخدعوک فان حسبک الله هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین و ألف بین قلوبهم لو أنفقت ما فی‌الارض جمیعاً ما ألفت بین قلوبهم و لکن الله ألف بینهم أنه عزیز حکیم.

(اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند، تو نیز بدان بگرای و بر خدا توکل نمای که او شنوای (گرفتار و) آگاه (از رفتار همگان) است.

و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است. او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسط مؤمنان تقویت و پشتیبانی کرد.

و (خدا) در میان آنان (عربها) الفت ایجاد نمود اگر همه‌ی آنچه در زمین است صرف می‌کردی نمی‌توانستی میان دلهایشان انس و الفت برقرار سازی، ولی خداوند میانشان انس و الفت انداخت چرا که او عزیز و حکیم است).[

خداوند عالم در آیه‌ی فوق نفرموده: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه لقتل العدو مطلقاً (تمام توان و نیروی خود را برای نابودی هر دشمنی که باشد آماده گردانید)؛ بلکه فرموده برای ایجاد هراس در دل دشمنان.

استراتژی سه گانه اسلام در جنگ

1. طرح‌ریزی فوق العاده، جهت تقویت نیروی روحی، معنوی، علمی، مادی، انسانی، اقتصادی، نظامی، صنعتی... و این طرح‌ریزی باید مبتنی بر بالاترین توان ملی –چه به صورت فردی و چه گروهی و حکومتی- صورت گیرد.

2. این طرح‌ریزی –که به تقویت توانمندی نظامی و می‌انجامد- هرگز برای تعدی و تجاوز و یا جنگ وخونریزی نیست؛ بلکه برای ایجاد رعب و هراس در دل دشمنان خدا و ملت می‌باشد که در کمین مسلمانان نشسته و برای آنها نقشه‌های شومی می‌کشند؛ و همچنین برای حفاظت و حمایت از جامعه اسلامی و آزادسازی تمامی بشریت است.

3. این طرح‌ریزی برای آنست که مسلمانان از جنگ و تجاوزگریهای کسانی که وسوسه‌ی سوءاستفاده از ضعف دیگران را در سر می‌پرورانند، جلوگیری نمایند.

4. در اسلام دَرِ صلح و آشتی همیشه باز است.

و إن جنحوا للسم فاجنح لها. (اگر آنان به صلح و آشتی گرایش نشان دارند، تو نیز بدان بگرای...)

در این آیه خداوند دستور داده که باتمام متقاضیان و داوطلبان صلح، هر چند در برقراری آن هم سوء نیت داشته باشند، پیمان صلح و آشتی ببندیم.

و إن یریدوا أن یخدعوک فان حسبک الله... (اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدای برای تو کافی است.)

5. این آیات بر این امر دلالت خواهند کرد، که در اسلام در روابط ملی و بین المللی اصل بر صلح و آشتی عادلانه است.
خداوند، حتی در صورتی که طرف مقابل از صلح هدفی نیرنگ‌آمیز را دنبال کند، همچنان دستور به انعقاد پیمان صلح داده است.

اگر صلح و آشتی یکی از مبانی اصلی و بزرگ در اسلام محسوب نمی‌شد، چگونه خداوند این همه بدان توجه می‌کرد؟ و چطور ممکن بود که دستور به بسترسازی برای ایجاد و یا انعقاد صلح، حتی در صورتی که طرف مقابل از آن نیتی سوء اراده کند. بدهد؟

اما صلحی که در آن به اسلام و مسلمانان و حقوق آنها اهانت شود، مسلمانان [هرگز] نباید به مواد آن پایبند باشند.

و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون إن کنتم مؤمنین.

(و سست و زبون نشوید و غمگین و افسرده نگردید و شما برتر هستید اگر که بر امتی مؤمن باشید.)[12]


. تقویت جبهه‌ی داخلی و ترکیب و برپاداشتن آن بر مبنا و باورها و برادری دینی و همچنین هماهنگی و تلاش برای برطرف کردن هرگونه رنگ و بوی جنگ و جدال میان اعضای امت و امت و هیئت حاکم خود.

7. پایبندی به پیمانهای منعقده میان خود و دیگران، مادامیکه آنها بدان پایبند باشند.

8. اعتماد و توکل همیشگی بر خدا و حرکت بر اساس هدایت و راه مستقیم او آنگاه که همراه با قدرت و توان امت، قدرت و توان خدا نیز خواهد آمد؛ و این توکل و حمایت الهی از امت اسلامی و مصونیت آن را بدنبال خواهد داشت، واین مسئله (اتکاء بر خدا) رمز قوت و قدرت مادی و معنوی امت اسلامی می‌باشد.

. چون اسلام دین واقعی زندگی است، و با منهج و برنامه‌های دیگر زندگی روبه‌رو خواهد شد، و ذاتاً از قدرت و توان معنوی برخوردار است، لذا برای حفظ برنامه‌‌ی الهی خود و تثبیت آن ضروری است که از توان و نیروی بسیار قوی مادی نیز برخوردار باشد تا بتواند هویت خود و پیروانش را حفظ و زمینه‌ی آزادی دیگران را هموار نماید و شر نیروهای ستمکاران را که در راه آزادی مانع تراشی می‌نماید، سرکوب کند.

10. از ربط دادن فرموده‌ی خداوند «و إن جنحوا للسلم فاجنح لها» با واو عاطفه به آیه‌ی قبلی «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» برداشت می‌شود که ارتقای توانمندی نظامی تا چنان سطحی، دشمنان اسلام را به پذیرش ارتقای توانمندی نظامی تا چنان سطحی، دشمنان اسلام را به پذیرش صلح و آشتی-حتی اگر به صورت ظاهری هم باشد- وا می‌دارد؛ و آنگاه است که جنگ و خونریزی و هجومی علیه مسلمانان صورت نمی‌گیرد.

موضع‌گیری اسلام در برابر ترور و خشونت

اگر هدف از ترور و خشونت، ایجاد ترس و هراس در دل دشمنان از طریق ارتقاء توانمندی نظامی برای رویارویی با آنها و بازپس‌گیری حقوق حقه‌ی خود و دفاع از حق و آزادی باشد، این خود در تمام ادیان و قوانین بین‌المللی تلاش مشروع قلمداد شده وداخل حوزه‌ی جهاد اسلامی است که تا قیام قیامت باقی خواهد ماند؛ و از جمله‌ی تلاشهای مشروعی است که برای بازپس گیری حقوق پایمال شده، صورت می‌گیرد.
اما اگر هدف از آن ترور و خشونت و ایجاد جو ارعاب شهروندان بی‌گناه باشد، قطعاً بنا به دلایل ذیل غیر مشروع و ناپسند است.

1. اسلام دین دگرگرایی و نوع دوستی ودین رحمت برای تمام انسانها و بلکه برای تمام موجودات، است

واژه‌ی رحمت و مشتقات آن بیش از 340 بار در آن تکرار شده

و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین.

خداوند دو اسم (رئوف و رحیم) را از نامهای پیامبر قرار داده و می‌فرماید: بالمؤمنین رئوف رحیم.

و رحمتی وسعت کل شیء

مهم‌ترین قاعده را در این رابطه وضع نموده‌اند و می‌فرمایند: من لا یرحم لا یرحم

فتح مکه) ‌اذهبوا فانتم الطلقاء

2. اسلام مایه‌ی امنیت و آرامش برای تمام انسانها و بلکه برای کل هستی است. و یکی از صفات خداوند همانا (سلام) است، و شبی که قرآن در آن نازل شد، بنابر نص قرآن شب سلام می‌باشد، سلام هی حتی مطلع الفجر (آن شب، شب سلامت و رحمت است تا تحیتهم یوم یلقونه سلام؛ طلوع صبح)[

احادیثی بر حرمت و ممنوعیت ایجاد اغتشاش و نا امنی و هراس‌انگیزی –حتی اگر به صورت شوخی هم باشد- برای شهروندان و تمامی کسانی که زیر سایه‌ی جامعه‌ی اسلامی در آسایش و امنیت به سر می‌برند،

حدیث امام مسلم است که در صحیحش آن را از ابی هریره و آنهم از رسول خدا نقل کرده که پیامبر فرمود: «هر کس که سلاح خویش را رو به برادرش –حتی اگر برادر پدری و مادری او هم باشد- کند، ملائکه او را تا آن وقت که دست از آن برنداشته لعنت می‌فرستند»

امام احمد و ترمذی و ابود داود آن را از عبدالرحمان بن ابی لیلی روایت کرده‌اند، می‌گوید: یاران پیامبر، برای ما نقل می‌کردند که آنها (روزی) با پیامبر راه می‌رفتند، یکی از آنها برخاست و عده‌ای دیگر شتابان رفتند و ریسمانی که بدو بود از ایشان گرفتند و او را ترسانیدند، پیامبر فرمود:‌ »جایز نیست که که مسلمانی، مسلمانی دیگر را بهراساند.»

طبرانی حدیثی دیگر -که راویان آن مورد ثقه‌اند- را از نعمان بن بشیر روایت کرده که رسول خدا فرمود: «برای هیچ کسی جایز نیست که مسلمانی را بهراساند» در حدیثی دیگر که بزار و طبرانی آن را از عامر بن ربیعه روایت کرده‌اند، آمده که فردی به صورت مزاح و شوخی کفش فرد دیگری را در جایی پنهان کرد، این ماجرا را خدمت پیامبر عرض کردند، ایشان فرمودند: «از هراسانیدن مسلمان خودداری کنید، زیرا هراسانیدن مسلمان ظلمی بس سترگ است.»[

در دوران خلفای راشدین به مرحله‌ی اجرا درآمدند؛ خلیفه مسلمانان، حضرت عمر زنی را که شوهرش به مسافرت رفته بود، و رفت و آمدهای مشکوکی بدان خانه صورت می‌گرفت و عمر از این مسئله نگران بود، به حضور فراخواند؛ به او گفتند: عمر تو را خواسته، گفت وای بر من مگر چیزی از من سرزده که احضارم کرده است؟! در میان راه حالت زایمان برایش پیش می‌اید و ناچار وارد خانه‌ای می‌شود و در آنجا حملش را وضع می‌نماید، اما کودکش بعد از اینکه دوبار فریاد برم‌آورد جان می‌سپارد، حضرت عمر (رض) راجع به این موضوع با بعضی از یارانش مشورت کرد –گفته می‌شود عبدالرحمان بن عوف بوده- عرض کردند، اصلاً این موضوع ربطی به شما ندارد، تو خلیفه‌ی مسلمانان هستی و حق تربیت و تأدیب را بر مردم داری، سپس خطاب به علی فرمودند: نظر شما در این باره چیست؟ ایشان فرمودند: به نظر من تو باید دیه‌ی آن کودک را بپردازید، چون تو به وسیله‌ی این احضار آن زن را ترسانده‌ای و بدنبال آن بچه‌اش را انداخته، پس به علی دستور داد که پرداخت این دیه را به عهده‌ی خویش واگذارد.

اسلام، ایجاد ترس و هراس برای حیوانات و اذیت و آزار آنها را حرام دانسته است.

 امام بخاری و مسلم از ابن عمر روایت کرده‌اند که رسول خدا فرمود: «زنی به خاطر حبس نمودن گربه‌ای –که بر اثر آن گربه به هلاکت رسید- وارد جهنم شد، چون وقتی که آن را حبس کرده بود نه آب و نه غذا را به آن می‌داد و نه آن را آزاد می‌کرد تا اینکه خود غذایش را بیابد.»

و همچنین آن دو از ابن عمر، روایت روایت کرده‌اند که ابن عمر روزی در کنار گروهی از جوانان قریش گذر کرد، دید که پرنده‌ای را اسیر کرده و آن را در جای بلندی هدف تیراندازی خود قرار می‌دادند، و در ازای هر تیری که بدان اصابت نمی‌کرد، چیزی را به صاحب پرنده می‌داند، وقتی که آنها ابن عمر را دیدند فرار کردند، ایشان گفتند: چه کسی این کار را انجام داده؟ نفرین خدا بر کسی باد که این کار را کرده و گفت: «رسول خدا کسانی که حیوانات را آماج و نشانه قرار می‌دهند، نفرین کرد» و همچنین بخاری و مسلم از انس روایت کرده‌اند که گفته: «رسول خدا زنجیر کردن حیوانات را نهی کرده است.»

امام مسلم فصل ویژه‌ای را در صحیحش به تحریم زدن صورت حیوانات و داغ کردنشان اختصاص داده، و از ابن عباس روایت کرده که الاغی داغ شده در برابر چشمان پیامبر رد شد، پیامبر فرمود: «نفرین خدا بر کسی باد که این کار را کرده است.»

بدین گونه، اسلام حتی بر حفظ جمال و زیبایی حیوانات و عدم اذیت و آزار، آنها نیز پافشاری می‌کند؛ و به همین خاطر در روایتی از مسلم آمده ک رسول خدا زدن وداغ کردن صورت را نهی کرده و راضی به اذیت و آزار پرندگان نبوده.

ابوداود و حاکم از ابن مسعود روایت کرده‌اند، که ما در سفری همراه پیامبر بودیم، پیامبر به قضای حاجت رفت و ما بلبلی را دیدیم که دو بچه داشت و ما دو بچه‌اش را گرفتیم و مادرشان آمد و بالای سر ما شروع کرد به چرخش و بال زدن و سر و صدا، پیامبر اسلام تشریف آوردند و فرمودند: «چه کسی این پرنده را به واسطه‌ی بچه‌هایش داغدار کرده؟ بچه‌هایش را به آن برگردانید»

خشونت و ترور راه و روش مسلمانان نیست بلکه یکی از شاخصه‌های افراط‌ گرایان است.

در زمان خلفای راشدین  وجود نداشته و فقط در در زمان امویان گروههایی مانند خناقون همانند مغیره و منصوریه سر برآوردند.

نوبختی از منصور عجلی رئیس فرقه منصوریه نقل می‌کند: «که او یارانش را به سرکوبی مخالفانش و کشتن آنها از طریق ترور، دستور می‌داد و می‌گفت: هرکه با شما مخالفت کند، فرد مشرک است، و آن را به قتل برسانید و این خود جهاد خفی به شمار می‌آید.»

گروه‌های افراطی و باطنی در قرن 5 و 6 هجری، خرابکاری‌ها و ویرانه‌های فراوانی را در جامعه به بار آوردند و نخبگان سیاسی و دعوتگران و علمایان برجسته راترور کردند، و گستاخی آنها تا بدان جا رسید که داخل مسجدالحرام شدند و خون زائران را در داخل کعبه ریختند.

ترور و خشونت در عصر کنونی:
بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که مفهوم ترور و خشونت بعد از انقلاب فرانسه، پا به عرصه‌ی ظهور نهاد؛ از آنجا که انقلاب فرانسه اعمال خشونت‌آمیزی را برای پاک‌سازی دشمنان انقلاب و برای هراسانیدن و جلوگیری از مبارزات علیه نظام، انجام می‌داد.
و همین طور حکم ترور و خشونت‌گری در فرانسه در تاریخ 10/8/1792 و 27/2/1794 شناخته شد؛ و اولین جنبش منظمی که در تاریخ نام تروریسم بر آنها اطلاق گردید جنبش «یعاقبه»[پیروان یعقوب برازعی که بر این باور بودند که خدا و انسان در طبیعت واحدی که عیس مسیح است متحد شده‌اند و این مذهب در سده‌ی ششم در سوریه به وجود آمدند و به ویژه در میان سریانیان رواج یافت] بود که از هواداران دولت سرکوبگر به شمار می‌آمدند.

شیوه‌های ترور و خشونت:

گروگانگیری، ربودن هواپیما، کشتن شهروندان بی‌گناه-به ویژه زنان و کودکان- بمب‌گذاری، کشتارهای سیستماتیک، دزدیهای کلانی که تأسیسات حیاتی دولتی و بانکها را مورد هدف قرار می‌دهند، جنایت تخریب سازمانهای حیاتی [عام المنفعه] همانند سازمان آب و برق و جنایات اقتصادی طرح‌ریزی شده که به منظور نابودی اقتصادی مملکت و تضعیف نیروهای آن صورت می‌گیرد.

گروگانگیری، ربودن هواپیما، کشتن شهروندان بی‌گناه-به ویژه زنان و کودکان- بمب‌گذاری، کشتارهای سیستماتیک، دزدیهای کلانی که تأسیسات حیاتی دولتی و بانکها را مورد هدف قرار می‌دهند، جنایت تخریب سازمانهای حیاتی [عام المنفعه] همانند سازمان آب و برق و جنایات اقتصادی طرح‌ریزی شده که به منظور نابودی اقتصادی مملکت و تضعیف نیروهای آن صورت می‌گیرد.

تروریسم دولتی

آثار ترور و خشونت:

1. فروپاشی امنیت و آرامش و ریخته شدن خون بی‌گناهان، بدون آنکه هدف یا سودی در پی داشته باشد.

2. گرفتاریهای سنگین به علت مخارج تدابیر امنیتی و حفاظتی جهت جلوگیری از حرکات تروریستی که این مخارج به حد عدد خیالی چندین تریلیون نیز رسیده است.

3. تضعیف سرمایه ملی و فروپاشی مبانی و زیربناهای آن و در نتیجه جلوگیر یاز رشد اقتصادی.

4. درگیری داخلی و نتیجتاً تداوم عقب‌ماندگی و از هم پاشیدگی امت اسلامی.

5. بهره‌برداری دولتهای قدرتمند استعمارگر آزمند از ترور جهت اشتغال کشورهای اسلامی و دست گذاشتن روی منافع و منابع ثروت آنها همانطور که در این اواخر ما شاهد آن هستیم.

عواملی که موجب ترور و خشونت با نام دین خواهند شد:

عوامل تندروی دینی:

پرهیز از افراط (فرا رفتن از حد اعتدال)

قل یا اهل الکتاب لا تغلو فی دینکم غیر الحق.

پیامبر اسلام می‌فرماید: ایاکم و الغلو فی الدین فانما هلکت من قلبکم بالغلو فی الدین

افراط گرایان و تندروان نابود خواهند شد

و کذلک جعلناکم امة وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیداً
قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا...

سوره‌ی قصص آیه 77 می‌فرماید: و لا نتس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیکه و لا تبغ الفساد فی الارض.
افراط و تندروی یعنی بیرون رفتن از حد اعتدال همراه با تعصب‌ورزی نسبت به دیدگاه مورد علاقه و یا عدم اعتراف به وجود دیگرانف است. و گاهاً این نوع منش منجر به خودپسندی و خودباوری بیش از حد، خواهد شد.

یکی از شاخصهای افراط گرای و تندروی همانا خشک‌اندیشی و سختگیری و غیر مشروع نسبت به خود دیگران و مکلف نمودن‌شان به آنچه که خدا آنها را بدان مکلف نکرده، در حالی که دین در حوزه‌ی احکام بسیار آسانگیر است و در حوزه‌ی دعوت نیز همیشه پیامی نوید دهنده را داشته و پیامبر می‌فرماید: یسروا و لا تعسروا و بشروا و لا تنفروا.

«بر مردم آسانگیر باشید و سختگیر نباشید و آنان را به رحمت پروردگار نوید دهید و آنان را ناامید و مأیوس مگردانید.»

یکی دیگر از شاخههای افراط گرایی برخورد خشونت‌آمیز با دیگران است، و اشتباهاً برای توجیه رفتار خویش به آیه‌ی «و لیجدوا لیکم غلظة»[34] استناد می‌نمایند.

و شاخصه‌های دیگر افراط گرایی، سهل‌انگاری در سوء ظن و غیبت مردم، آن هم به بهانه‌ی جرح و تعدیل، در حالی که مسلمانان باید نسبت به یکدیگر حسن ظن داشته باشند؛ و آنها حتی برای این نوع کرده&zwnj

/ 1 نظر / 64 بازدید

السلام و علیکم و حمه الله و برکاته یا اخی الکرام آفرین بر شما که توانسته اید با این موضوعی که در مورد خشونت از دیدگاه جماعت و اصلاح که از علمای بزرگ اسلام نوشته اید به دیگران بفهمانید که اهداف اسلام با ترور وحشیانه چه فرقی دارد و دیدگاه قرآن و سنت را بیان کرده اید امیدوارم که سایت شما موفقانه بتواند اینچنین خط میانه روی را پیش ببرد دوست همیشه ی شما عبدالله