....(راشدین) ....

(ایستاده خواهیم مرد، اما زانو زده زندگی نخواهیم کرد) . (پیشه وا ی شه هید قاضی محمد- رحمه الله).
 
زنده به گورکردن زنان ودختران و.....
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : محسن نصری - س -

 

زنده به گور کردن زنان ودختران وشیوه های مختلف آن:

بسم الله ولا حول ولا قوه الا با الله 

ازجمله ی آخرین وصایا  وسفارشات حضرت رسول اکرم (ص)  در حجه الوداع به امتش ، در باره ی رعایت حقوق زنان بوده است !!

 

 


همه ما می دانیم اسلام آئین عقل ومنطق و وجدان و تر قی وتعالی است ، وآئین زیبا و دلنشین و مرغوبی است که همچون طلا می درخشد ، وشهره ی بازار ادیان وافکار دنیاست وهمیشه با این درخشندگی خود توانسته ومی تواند پیش برود ودیگران را بسوی خود بطلبد. ولی چون بدست بسیاری از متحجران ومتعصبان و از شریعت بی خبرانی که از امر به معروف ونهی از منکر جز سرکوب و هیمنه و تند خویی چیز دیگری نمی فهمند واز طرفی دیگر با  اظهاراثبات قدرت مردانگی ویا  اظهار منطق مرد سالاری در برابر زنان طوری خود را نشان می دهند که خدایی بالای سرشان نیست. دختران وزنان را طوری به غل و زنجیر می کشند ( حتی در خانواده خود)که گویا وظایف بندگی و ماموریتشان در این دنیا همین است وبس. وبه زعمشان شریعت این را گفته است که اگر حتی در منطقه ای نقاب و یا لباس زنان  به شیوه های عجیب وغریبی جا افتاده ،   بسیاری آنرا از چشم اسلام می بینند. ویا بنام اسلام ودستوری از جانب این آئین حنیف وزیبا به آنان تحویل داده داده اند. وتعدادی هم با گرد وغبار شر کیات وخرافات آن زیبایی اسلام عزیز را از انظار جامعه می پوشانند. ولب مطب اینکه در کجای اسلام نقاب بر زنان اجباری شده ؟ در حالیکه همه مسلمین متفق اند بر اینکه اگر در نماز زنان وختران دستان ورویشان ظاهر باشد نمازشان درست است و همانطور یکه در نماز جیز است پس در غیر نماز هم جایز است.ویا آیه ی شریفه ی : وقرن فی بیوتکن را کتکتی بر ای سر کوبی زنان می دانند که از خانه بیرون نیایند وبه مدرسه ودانشگاه نروند ، در حالیکه در جامعه ی اسلامی مسلمانان هم به دانشمندانی در علوم وفنون مختلف نیازمند اند، وبه معلمین وپزشکان ومهندسینی در رشته های مختلفی نیاز مندیم واگر نداشته باشیم باید همیشه  بیگانگان را به سر پرستی خود بطلبیم واینهم صحیح نیست تاکجا ما وابسته باشیم؟ لا یتخذ المومنون الکافرین اولیآء من دون المو منین.وبسیار جای تاسف است که در بعضی جاها اینگونه می شنویم که برادران ایمانی ما به دخترانشان اجازه ی تحصیل نمی دهند. واین ظلم است هم به دختران وهم به خود وهم به جامعه ی اسلامی ما.وهمه میدانیم از بیت نبوت گرفته تا روزگار ما بسیاری از زنان در حد اجتهاد صاحب رای وفتوی بوده وهستند. بنا براین این گونه افکار متحجرانه را از عادات ورسوم منطقه ای بدانیم نه از اسلام.ویا بسیاری بر خانواده های مظلوم خود هر نوع راحتی و فضای باز و زندگی  وحض دنیا را از آنان گرفته اند و همچون بر دگان بر آنان می رانند در حالیکه رسول خدا طبق قرعه همسرانش را با خود به تفریح وجنگ وجهاد  می برد وحتی با آنان مسابقه ی دو،  می داد.

یک بار با خانواده ام در شیراز بودیم و در این مدت با خانواده ای آشنا شدیم و همسر آنشخص به بچه های ما گفته بود که خوشا به حالت که بازار شیراز را دیده ای ومن  سیزده سال است در این  شهر زندگی می کنم وهنوز خیابان وبازار شیراز را ندیده ام مگر  یک روزی مریض شویم آنهم مثل یک اسیر به پزشک مراجعه نموده وبر گشته ایم.

عزیزان آیا هیچ منطق و مذهب و دیانتی چنین ظلمی را روا می دارد؟  ودر هیچ زمانی جامعه ی بشری چنین زنده به گور کردن زنان را به خود دیده است؟ واین است زنده به گور کردن: واذا الموده سئلت بای ذنب قتلت؟

 ویا نقابی سیاه بر صورت زنان مومن کشیدن جز تحمیل قدرت نباشد چیز دیگری نیست.

که جای تعجب این است ونظر بر دختران بیشتر از زنان است و درچنین مناطقی برای زنانی که فتنه انگیز وجای دلبری نیستندنقاب واجب است ولی برای دختران نقابی را واجب نمی دانند . در حالیکه اگر مسئله حفظ حجاب و سدا للذریعه است پس برای دختران هم باید الزامی باشد.واگر رسمیتی عشیره ای وعادتی و قومی است پس چرا بنام اسلام تحمیل وتبلیغ شود.

ویا بد تر از اینها شوهر دادن دخترن جوان به مردانی 70 ساله ویا کمتر وبیشتر ، وقیاسهای غلطی که به حجت می آورند ؟ مگر اینان این دختران عزیز را از خود نمی دانند که آنها را به کسانی می دهند که نمایی از مردانگی در وجودشان نمانده است؟

مگر از دواج بنیان حیاتی گوارا نیست که این شوهر نا باب فرسوده مدتی دیگر باید رخت بر بندد وبنیان خانه را از بیخ ویران می کند؟واین بیوه ی بیچاره باز هم باید به کجا بر گردد جز خانه ی پدری؟ پس ای پدر عزیز با سر نوشت فرزند دلبندت بازی نکن.نه دختر تو عایشه است ونه شوهر او محمد. وحضرت عایشه ی صدیقه رضی الله عنها، موهبتی بودکه خدای  علیم حکیم ، (همانطور که خود بیان می فرمایند:  والطیبین للطیبات )، نصیب سیدنا محمد (ص) کرد ، وبه قول شادروان ذبیح الله منصوری آنحضرت به سیدتنا عایشه ی صدیقه(رض) می فرمود: حمیرای من.ودر هنگام وفاتش در حجره ی عایشه ودر حالیکه سر مبارکش بر روی زانوی آن صدیقه ی کبری بود به رفیق اعلی پیوست .

 وبسیاری از خود سوزیها  در میان زنان ودختران گرامی ،در مناطق مختلفی همچون  افغانستان همیشه مقاوم ومحروم ما ، به همین علل است. وامید وارم با تعقل بیشتری با این گونه مسائل بر خورد شود. تا دیگران اسلام را بیش از این متحجروعقب مانده نخوانند.

ووظیفه ی علما در روشنگری جامعه در مجالس وعظ وارشاد لاز م وضروری است. واسلام از طلا درخشنده تر است واین مائیم که آنرا در لا یه هائی بد فرم و بی ارزش پیچیده واز مردم پوشیده ایم.

در پایان تقا ضای همه ی ما از اینگونه خواهران صبر  وشکیبایی است نه خود کشی.ونشان دادن حکمت است که با آن حکمت راه رشد وراه تحصیل را  پیش بگیرند وچاره ای جز این نیست، ومقاومت وادامه ی راه وآگاهی بخشی از صفات راشدین است نه تسلیم شدن ویا خسته شدن ویا خود کشی.واصبر وما صبرک الا با لله.واین است طریق راشدین.

ربنا آتنا من لدنک رحمه وهیء لنا من امرنا رشدا. آمین.