....(راشدین) ....

(ایستاده خواهیم مرد، اما زانو زده زندگی نخواهیم کرد) . (پیشه وا ی شه هید قاضی محمد- رحمه الله).
 
کندروی ، تند روی ، ومیانه روی . کدامیک ؟
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : محسن نصری - س -

بنام خدای بزرگ.

* همه ی ما آئین پر محتوای اسلام را بی بدیل و رحمت وبهترین رهنمون برای بشریت می دانیم  . 


 وپیامبری که مبلغ این آئین رحمت بود خود هم رحمه للعالمین است.فصلوات الله وسلامه علیه .  واینکه اسلام بهترین دستور حیات است شکی در آن نیست چون از هر نظر که بخواهیم احکام عالیه ی آن و در کل آداب اسلامی سازنده ترین ونیکوترین روش وآداب اند. وچه مکتبی با لا تر وپر محتوا تر از اسلام وجود دارد. البته دستورات خوب وسازنده یی در بسیاری از مکاتب ، احزاب ، وادیانی وجود دارد ولی بهترین وکاملترینش اسلام است. اما کدام اسلام؟

* باید به صراحت گفت که فاصله ی اسلام ومسلمانان بسیار است. وبفرمایش یکی از بزرگان، اسلام در دره ای  ومسلمانان در وادیی دیگر اند. 

* ودر تفسیر این اسلام بی پیچ وخم ، چه پیچ وخمهایی بدست همین مسلمانان ومفسرین همین آئین روشن ومقدس وپویا درست شده است، که بفرمایش علامه ی نستوه (مرحوم کاک احمد مفتی زاده رحمه الله) اگر اسلام دینی آسمانی نمی بود ومعجزه نبود ، ( دشمنان که هیچ ) برای نابودی آن  فقط شیخ وملاها کافی بو دند که با تحلیلهایشان اسلام را از بین ببرند ، ویا در طول این همه قرون اسلام بدست دوستان نادان وکم فهم خود نابود شود.

* کما اینکه علامه ی نستوه دیگر ما(مرحوم  اقبال لاهوری رحمه الله) هم می فرمایند:

زما بر صوفی وملا سلامی که تعلیم خدا دادند ومارا * ولی تاویلشان به حیرت انداخت خدا و جبرئیل ومصطفی را.

* ویا مرحوم شهید اسلام  (سید ابن قطب) رحمه الله . در دراسات اسلامیه  مطلبی تحت عنوان حکومت شیوخ ودراویش . که تر جمه ی آن  در کتابی بنام مبارزه ی اسلام با سر مایه داری وتفسیر آیات ربا . در ایران خودمان بارها تجدید چاپ شده است.

به هر حال زیاد حاشیه نرویم اسلام بهترین چاره ی جامعه هاست. واگر عیبی هست از ماست نه از اسلام.  پیاده کردن آن مهم است واولا همه ی ما ممنون کسی باید باشیم که بتواند یک بند اسلام را پیاده کند. وخدایتعالی این دستورات واحکام عالیه را برای اجرا وعمل به آن فرستاده است  وباید بکار آید واجرا شود.

ولی مائی که خود مسلمانیم واسلام را در میان متون اسلامی گم کرده ایم ونه هفتاد سال اگر هفتصد سال هم داشته باشیم نمی توانیم به خوبی اسلام را بفهمیم. پس چطور بگوئیم یهودی ومسیحی و زرتشتی و فلان وعلان  چرا ایمان نمی آورند ؟ چرا اسلام ما را نمی پزیرند؟  ویا بعضیها که اینگونه معتقد اند بر جامعه جهانی اتمام حجت شده است.!!!

بسیار جای نقد وجای تعجب است . من نوعی که خود را یک طلبه می دانم ممکن است در حیات خود هنوز یک بار تر جمه ی ساده ا  ازقرآن مجید را نخوانده باشم آنوقت انتظار ما از اهل عالم این است که چرا دین ما را نمی پزیرند ؟

واما بازهم اینکه می گویم اعمالمان باگفتارمان بسیار فاصله دارد این هم چیزی روشن است در روز گار امروز نمونه های خلاقه واهل تزکیه  کم اند. و نا مه ای که  راشد دوم حضرت عمر (رض) به یکی از فرماندهان فرستاد این بود که:

 به شما وزیر دستانت توصیه می کنم که از خدا بترسید. واگر نیروی شما از دشمن کمتر باشد به شرطیکه شما متقی واز خدا ترس باشید  مطمئن باشید که شما  پیروزید. واگر شما هم در عمل مثل ایشان باشید هرچند که به ظاهر هم مسلمان ومن باشید  قطعا آنان (چون بیشتر اند) بر  شما پیروز خواهند شد.

 واما مطلب اخیر اینکه مبلغین اسلام چندنوع اند:

1- کسانیکه انگار در  هفتصد سال پیش  زندگی می کنند ونمی دانند هنوز در کدام جهان زندگی می کنند. وبا مطالب گذشته ونقل قولهایی تاریخ گذشته....واسلام را فقط در قالب تسبیح وذکر وسجاده می شناسند.

 2- کسانی دیگر که تنها از روی عقل وفلسفه به اسلام می نگرند ووجود دستورات اسلامی را تاریخ گذشته ورجعیت می خوانند ومی گویند چون عقل بشر کم کم به شکوفایی رسیده دیگر نیازی به متون ونصوص دینی نیست.

3- عده ای دیگر اسلام را فقط در تبلیغ وادعا و شعار و تشکیل گروههای تبلیغی وی دانند که خود را نمونه ی اسلام راستین ودیگران را کوتاه فکر وعقب مانده می بینند. وهر چند بدون تبلیغ نمی شود کاری کرد ودنیای امروز هم دنیای تبلیغ است وهر کس تبلیغاتش بیشتر وبهتر باشد برنده است ولی فقط سخنرانی و کتاب نویسی و شعر خوانی کار شاز نیست با مردم بودن ودر مشکلاتها همکاری نمودن با ایشان لازم است.

4- عده ای دیگر که تنها خود را برحق می دانند وبه ریش سفید و عالم ومعلم و امام وماموم می خندند. وازاسلام تنها چند سنت را یاد می گیرند و کارشان فقط بحث سنت وبدعت است وهمه را از خود می رانند و از اخلاق اسلامی واینکه رسول خدا می فرمایند هر کس به کوچکانمنان ترحمنکند وبه بزرگانمان احترام نگذارد از مانیست . در نظر نمی گیرد. یعنی اینکه اگر به مسجدی رفت و در امامی که بیش از پنجاه سال است که امام این مردم بوده وبرای خدا زحمت کشیده  وارشاد وراهنمائی به عهده داشته ودر این راه محاسنش را سفید نموده ، بدعتی ببیند ... پشت سر او نماز نمی خواند واورا مبتدع ومشرک می داند.وبه او سلام نمی کند واحترامی برایش قائل نیست . ویا اگر به جایی رفت وسخنرانیی ایراد کرد واهل محل با او همعقیده نشدند فورا ایشان را تکفیر می کند .

بعضی از افراد بظاهر دعوتگر که بویی از دعوت وفقه الدعوه نبرده اند در این تند رویها ی خود وامانده اند کسانی هستند که نه در ایران نه در امارات نه در عراق نه در اروپا نه در شرق ونه در غرب ، جایی برای ماندن خود نگذاشته اند . یعنی دنیایی به این فراخی وبزرگی برایشان یک قوطی کبریتی شده است.

آیا می توان برای همچنین افرادی اسم داعی گذاشت ؟ وقتی که تو در هیچ جای دنیا نمی توانی آفتابی بشوید ویا زندگی کنید وکسی را برای خود نگذاشته اید پس چگونه می توانی به حال اسلام ومسلمانان نافع وسودمند باشید؟  چرا باید ندانی دعوت کنی ونتوانی دل دیگران را جلب کنی وآیا روش دعوت رسول خدا اینگونه بود ؟ ویا اینکه با همه کس مدا را می کرد و می ساخت ومی سوخت حتی با کسانی که می شناخت ومنافق بودند و در میان صحابه ی کرام هم خود را جاداده بودند. چه بسیارند انسانهایی که اگر احمد شاه مسعودها راهم بکشند به زعمشان برای خدا کشته اند وچه عقب ماندگیی است اینگونه سلیقه ها وبرخوردهایی که همیشه به نفع دشمنان اسلام خواهد بود.وبا این کارها بهانه هایی بدست دشمنانی می دهند تا آنان  از پیامبر رحمت وبرکات کارکاتورهایی ... بمیل خود بکشند.

5-  واما کسانیکه اسلام را بر دیگران تحمیل نمی کنند وخود به آن عمل می کنند وبرای تبلیغ آن با گرگ ومیش مدارا نموده وبه تریج حقیقت اسلام را برای جامعه با تفسیر روز وبا پشتوانه ی نصوص دینی واستفاده از ذهنیات پاک در تبییه دین وشریعت وبرای وحدت وهمبستگی مومنین با درایت وحکمت با روشهای معقول ومنطقی و درک شرایتها نه با تند روی ونه پس گرایی پیامهای اسلام را بروز می کنند وهمچون شکلاتهایی شیرن تحویل جامعه می دهند ، نه مثل پزشکی که با آمپولها وشربتهای تلخی با بیماران خود مواجه شود. اینگونه افراد خلاقه ومجرب با خلاقیتهایی که از خود نشان می دهند می توانند مبلغین خوبی برای اسلام باشند.